تبلیغات
وبلاگ پارسا____رمز های gti4----gti5----جنگ های صلیبی++شعر - بخند
همه چی از همه جا

بخند

دوشنبه 19 دی 1390 01:22 بعد از ظهر

یازان : parsa- pc
یوللانیلمیشدیر در: شعر ،

برای چند لحظه فقط بخند به این نوشته ها

نری بگی پشت سرم: دنیای این چه زشته ها !

 

 

بچه که بودم می دونی دنیا رو آسون می دیدم

شخصیتای قصّمو ، کنار هم خوب می چیدم

 

 

عاشق همدیگه بودن ، چقدر قشنگه بچگی

اون موقع ها وجود نداشت حتی یه لحظه خستگی

 

 

یکم بزرگتر که شدم یه کفش نو بابام خرید

رنگای شاد یکی یکی از توی ذهن من پرید !

 

 

یواش یواش قدم زدم تو کوچه ها ، تو آدما

یکم حالیم شد که چقدر ، کثیفه این آب و هوا

 

 

درسامو خوب می خوندم و شاگرد اول می شدم

سوال می کردم از خودم: بگو که حالا کی شدم ؟!

 

 

روزا گذشت یکی یکی، منم همش قد کشیدم

رو بعضی از آرزوهام یکی یکی خط کشیدم

 

 

پشت لبم سبز شده بود ، هوای عشق توی دلم

همش می گفتم به خودم: هرجا که عشق میگه برم ؟!

 

 

تا اینکه قلب سادمو یکی اومد گرفت ازم

چشمامو کور کرد و گرفت عقلمو از توی سرم

 

 

خیال می کردم که دارم پر می گیرم تو آسمون

گلای سرخ پر شده بود تو باغچه های باغمون

 

 

ولی یهو زلزله شد ، منو شکست به سادگی

بوی خیانت اومد و حرفی نمونده بود بگی

 

 

یه دفتر نو خریدم ، شاعر دل خسته شدم

دنیامو آتیش زدم و یه آدم بسته شدم

 

 

حالام که این ترانه ها یکی یکی جون می گیرن

برگای سبز زندگیم تو فصل پاییز می میرن

 

 

اینم شده تقدیر ما ، دوستی با این قافیه ها

بخند به زندگیم ولی به من نگی کافیه ها !




باخیش ها : نظر یادت نره!!!!!!!!
سون دوزنله مه: چهارشنبه 28 دی 1390 12:24 بعد از ظهر